من از خدامه بکشم نازتو ...
تا بشنوم یه لحظه اوازتو...
من از خدامه پیش تو بمونم ...
جواب حرفاتو خودم بخونم...
من از خدامه بمونم دیوونت...
سر بذارم رو شهر امن شونت...
من از خدامه بمونی کنارم...
من که بجز تو کسی رو ندارم...
من از خدامه که نباشی دوری...
فقط دلم میخواد بگی چجوری؟؟...
من از خدانه که یه روز دعامون ...
بره تو اسمون پیش خدامون...
یه جشن نقره ای با هم بگیریم ...
به عشق اینکه هر دو منو اسیریم...
به عشق اینکه بعد اون همه درد...
خدا به بار نگاهی هم به ما کرد...
 
نظرات شما عزیزان:
|