
در چشمانت چه بود که مرا به سوی تو کشاند؟
در گرمی دست هایت چه بود که دستهایم آنهار ا باز می طلبند؟
در آیینه چشمهایم بنگر چه می بینی؟
آیا می بینی که تو را می بیند؟
صدای طپش قلبم را می شنوی که فریاد می زند دوستت دارم
دستانم را زنجیر بستم تا قفل آن را تو باز کنی...
می خواهم بدانی فقط برای تو می نویسم چون دوستت دارم
بمان با من...